آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

394

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

چركاب » و « خنزير كوچك » و غيره ، يكى از آنها لقبى داشت ، كه نوشتن آن شرم‌آور است » . غيورتر از همه برصوما بود ، كه او را « شناور بين آشيانه‌ها » ناميده بودند و در مجمع موسوم به « راهزنىافز » « 1 » ( 499 ) با چنان حرارتى از اصول نسطورى دفاع كرد ، كه اساقفه اخراج او را خواستار شدند . بسيارى از اين طلاب در ايران بمنصب اسقفى رسيدند . معاندينشان آنها را متهم بفسق و فجور و همه نوع خيانت كردند . برصوما ، كه ظاهرا آدمى جاه‌طلب بوده و در هر حال شخصيتى مبرز داشته ، تا اندازه‌اى مساعدت پيروز را جلب كرد ، و جدى تمام هم بديانت مسيح هم بشاهنشاه خدمتها كرد . پيروز بلاشك نه روحانيون لجوج و سوداوى عيسوى را دوست ميداشت ، نه ديانت آنها را محترم ميشمرد ، لكن ميديد كه از اصول نسطورى استفاده سياسى بسيار مىتوان برد ، زيرا عيسويان ايرانى را از هم‌كيشان آنها كه در آنسوى سرحد غربى ايران بودند ، دور ميكرد . وقتى امپراطور زنون « 2 » سياستى پيش گرفت ، كه مذهب يعقوبى را در زير پرده بىطرفى پنهان مينمود ، يعنى وانمود كرد ، كه از دو مذهب فوق هيچيك را تقويت نخواهد كرد ، برصوما كه در اين وقت مطران نصيبين و مفتش افواج سرحدى شده بود ، باتفاق چند نفر از مطرانهاى ديگر انجمنى در نصيبين تشكيل دادند . در اين انجمن چنين تصميم گرفته شد ، كه جاثليق موسوم به بابوائى « 3 » را خلع كنند ، چه عدم كفايت او مشهور خاص و عام بود . بابوائى در عوض برصوما و پيروان او را تكفير كرد . مجادله شدت يافت و عاقبت بابوائى محبوس شد و او را بانگشت بنصر آويزان كردند و آنقدر تازيانه زدند تا مرد . بين برصوما و رفيق او آكاس ( « خفه‌كننده پشيز » ) هم ، كه پس از بابوائى بمقام جاثليق رسيد . توافق كاملى وجود نداشت . برصوما به بهانه‌هاى گوناگون از حضور در مجمعى ، كه آكاس ميخواست در سلوكيه منعقد كند ، عذر آورد « 4 » .

--> ( 1 ) - Ie brigandage d . Ephese ( 2 ) - Zenon ( 3 ) - Babowai ( 4 ) - لابور ، ص 144 - 131 .